شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
101
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
10 ، 145 - و گفت يكى از شاگردان خود را كه همگى اعتقاد به كمالات خود داشت ، و محظوظ بود از آن ، كه : اگر ميل اين دارى كه در چشم مردمان كردارهاى تو پسنديده و خوب نمايد ، بزرگ و معزز باشى ؛ بايد كه در نظر تو اطوار تو وقعى و بودى نداشته باشد . 10 ، 146 - گفتند او را كه فلان نسبت به ملازمان بدگوئى مىكند ، گفت كه ندانستن او خوش گوئى را او را « 104 » به بدگوئى داشته است . 10 ، 147 - و گفت : هرگاه شخص « 105 » احوال بدن خود را از روى واقع به طبيب نگويد ، طبيب چگونه علاج تواند نمود . و همچنين كسى كه نداند كه چه چيز او را مفيد است ، و چه چيز مضر است دوستى او درست نيست . 10 ، 148 - و گفت : بسيار عذر جوى كم حسد مىباشد « 106 » . 10 ، 149 - فيثاغورس هرگاه كه بر كرسى خود مىنشست ، وصيت مىنمود به اين هفت چيز « 107 » : ترازوى خود را درست سازيد ، و زنها را بشناسيد « 108 » ، خطا راست كنيد ، تا به سلامت مصاحب گرديد « 109 » ، چون ديديد كه كارد در بريدن است ، آتش را ميفروزيد . و شهوتهاى خود را به اعتدال سازيد ، تا هميشه صحيح باشيد . عدالت شعار كنيد تا محبت به شما وارد شود « 110 » ، معامله كنيد با زمان « 111 » چنانچه مىكنيد با حاكمان ، كه بر شما حكومت مىكنند و بر طرف مىشوند . بدنهاى خود را به نعمت و راحت عادت مدهيد ، كه ايام « 112 » شدايد كه بر شما وارد شود محنت بسيار خواهيد
--> ( 104 ) - د : گفت كه راه به خوش گوئى نبردن او را . ( 105 ) - د ، ت : شخصى . ( 106 ) - ابن فاتك 70 : كثرة العد و يقل معها الهدو ، متن ( 1 : 115 ) : بكثرة العد و يقل الهدو . د : بسيارى عذرخواهى كم مىكند حسد را . ( 107 ) - د : + اينست . ( 108 ) - اساس و س : و زنها بشاسيه . ( 109 ) - اساس و س : صاحب گرديد . ( 110 ) د : تا محنت به شما وارد نشود . ( 111 ) - نسخهها : با زنان . ( 112 ) - اساس ، س ، ت : كه در ايام .